الفيض الكاشاني

307

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىدهند و در را بر روى آنها مىبندند . » « 21 » پيامبر ( ص ) فرمود : « خدايا از غرور و باد تكبّر به تو پناه مىبرم . » « 22 » پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كس كه روحش از بدنش بيرون آيد در حالى كه از سه چيز بدور باشد وارد بهشت شود : تكبّر ، وام و خيانت . » « 23 » از سلمان راجع به گناهى كه با وجود آن حسنه‌اى سود نمىبخشد سئوال شد . گفت : گناه تكبّر است . مىگويم از طريق شيعه كلينى در كافى از باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : « بزرگ‌منشى رداى خداست و متكبّر با رداى خدا كشمكش دارد . » « 24 » امام باقر ( ع ) فرمود : « عزّت روپوش خدا و بزرگ‌منشى زير پوشش خداست و هر كس بر يكى از آنها دست‌درازى كند ، خدا در دوزخ سرنگونش سازد . » « 25 » امام باقر و امام صادق ( ع ) فرمودند : « هر كس به سنگينى ذرّه‌اى تكبّر در دلش باشد وارد بهشت نشود . » « 26 » محمّد بن مسلم گويد : يكى از دو امام ( حضرت باقر يا صادق ) فرمود : « هر كس به اندازهء خردلى تكبّر در دلش باشد وارد بهشت نشود . راوى گويد : من گفتم : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، امام فرمود : چرا استرجاع كردى ؟ عرض كرد : براى آنچه از شما شنيدم ، فرمود :

--> ( 21 ) عراقى گويد : اين حديث را بيهقى در شعب الايمان از حديث انس روايت كرده و به جاى « قصرا » « توابيت » و به جاى « يطبق » « فيقفل » گفته است ، و در سند حديث ، ابان بن ابى عياش هست و او ضعيف است . ( 22 ) مصحح گويد : بر مأخذ اين حديث دست نيافتيم مگر آنچه ابن ماجه در كتاب ، اقامة الصلاة باب الاستعاذة فى الصلاة به شمارهء 807 ، در حديث : « اللهم انّى اعوذبك من الشيطان الرجيم من همزه و نفخه و نفثه » روايت كرده است ، عمرو گويد : منظور از همزه نوعى جنون و بيمارى صرع نفثه شعر و نفخه تكبّر است . ( 23 ) اين حديث را ابن ماجه در ( سنن ) ، به شمارهء 2412 ، از حديث ثوبان روايت كرده است . مىگويم : عراقى گفته است : اين حديث را ابن جوزى در جامع المسانيد از دار قطنى روايت كرده گويد به جاى « كبر » « كنز ، با نون و زا مىباشد » و همچنين حديث را ابن مردويه در تفسير : الذين يكنزون الذهب و الفضّه ، نيز نقل كرده است . ( 24 ) كافى ، باب كبر ، ج 2 ، ص 309 ، به شمارهء 4 ، 3 ، 7 ، 8 ، 9 . ( 25 ) كافى ، باب كبر ، ج 2 ، ص 309 ، به شمارهء 4 ، 3 ، 7 ، 8 ، 9 . ( 26 ) كافى ، باب كبر ، ج 2 ، ص 309 ، به شمارهء 4 ، 3 ، 7 ، 8 ، 9 .